|
در
کنفرانس 19 فوريه لندن، موضع رسمی جبهه ملی آذربايجان در
باره «مشکلات ملی درايران»
پس از پايان جنگ سرد و اتمام جبهه گیری متقابل کمونيسم-
ليبرال
دموکراسی ، ارزیابیهای ایدیِولوژیکی جايگاه خود را به بيداری ملت ها مبدل
ساخت. ارزیابیهای ايده لوژیکی حاکم بر جوامع بين المللی به آرشیو تاريخ سپرده
شد و ملت های تحت ستم در اقصا نقاط جهان به درک هويت ملی و فرهنگی خود
پرداختند. اين امر پديده نو نبود، بلکه ضمينه اين روح ملی از اول فراهم بود.
يعنی از انقلاب بزرگ ۱۷۸۹فرانسه به اين طرف با رشد ذهنيت سئکولار، ايده بوجود
آوردن دولتهای ملی بوسيله خلق ها به سرعت فزونی يافت، بطوريکه قبل از آغاز قرن
بيستم ، دولت های ملی زيادی بوجود آمد. اما پس از انقلاب سوسياليستی
۱۹۱۷روسيه،
از سرعت حرکت های ملی کاسته و جبهه گيری های ايده ئولوژيکی ظاهر گرديد و بار
ديگر ملت ها اسير سياستها آنتی ملی دولتهای بزرگ
شدند. دهه ها بعد پس از افول بخت کشور شوراها (شوروی سابق)
حرکت های ملی بار ديگر از زير خاکستر زمان زبانه کشيد. امواج آزاديخواهی حتی
اقيانوس ها را به تلاتم در آورد. بر تعداد دولت های عضو سازمان ملل متحد
افزوده شد. در اينجا جای دارد اضافه کنم که، در دوران برخورد تاريخ با حوادث
ايده ئولوژيکی، سياستمداران آذربايجان جنوبی توانسته بودند حقوق ملی را مد نظر
بگيرند. بوجود آوردن حکومت ملی به رهبری مرحوم پيشه وری نمونه بارز آن است.
امروز، هم دردنيا، هم درخاور ميانه و يا در ايران وضعيت حاکم
متفاوتی بوجود آمده است. اتحاديه اروپا بر لائيک بودن دولتهای امروزی اصرار
دارد. اين اتحاديه در باره سياستهای دراز مدت آينده، قرادادی را درسال
۲۰۰۴در
ايتاليا امضاء کرد. از کشورهای مسلمان تنها ترکيه دراين جمع بود و قرارداد را
امضاء کرده است. کشور های شرکت کننده در رابطه با جدائی دين ازحکومت را تائيد
و تاکید کردند.
امواج مدرنيزه شايد کمی ديرتر ظاهر شد، اما خوشبختانه
کشورهای اسلامی را هم در بر گرفته است. مانند اندونزی در بسياری از کشورها ملت
هائيکه حقوق ملی شان پايمال گشته است، به مرحله بيداری گام نهاده اند .
حقوق ملی يکی از پرنسيپ های حقوق بشر و زیربنای دموکراسی است
که نمی توان به آن چشم پوشيد. ما شاهد جنبش ملت های ساکن ايران هستيم که وارد
مرحله جديدی از تاريخ شده اند. تشکيلات های متنوعی بوجود آمده که در داخل و
خارج برای مدافعه از حقوق ملت هايشان مبارزه بی امانی را به پيش می برند. و
تشکيل چنين اجلاس ها تصادفی نيست. بلکه با توجه به اين بيداری، درآينده شاهد
حوادث تاريخی نوین و متفاوتی خواهيم شد.
ما، جبهه ملی آذربايجان در آذربايجان جنوبی حقوق ملی ملتمان را
با توجه به منشور سازمان ملل متحد از راههای سويل و دموکراتيک مدافعه کرده و در
اين راه مبارزه می کنيم. همه می دانند که حکومت پهلوی با تکيه به ايده پان
فارسيسم حکومتی بود ضد ملت های ساکن ايران و در زمان پهلوی ها ضربات مهلک و
سختی بر روح ساير ملل وارد شده است که جبران آنها زمان زياد می طلبد. برخی هم
قابل جبران نيست.
در ايران با وقوع انقلاب رژيم عوض شد، اما ميراثی که از
پهلوی ها مانده بود همچنان اين بار نيز با نام امت گرایی حقوق ملل ايران بشدت
زير پا گذاشته شد. بااينکه در ذات و ماهيت اسلام به حقوق ملت ها احترام گذاشته
شده است، اما اين بار مقدسات دينی هم آلت دست شونیزم قرار گرفته و در آسميله
کردن ملل تحت ستم مورد استفاده قرار گرفته است.
جبهه ملی آذربايجان در آذربايجان جنوبی به وحدت اجباری به
نام ايران اعتقاد ندارد و به تعيين سرنوشت ملت آذربايجان معتقد است. سه پرنسیب
را برای خود آماج قرارداده است: با انتخابات آزاد ايجاد حاکميت ملی در داخل
سرزمين های تاريخی (قوه مقننه – قوه مجريه- قوه قضائيه)
بااتکا به اين استراتژی جبهه ملی آذربايجان به سئکولاريزم
معتقد است. به باورهای دينی ملت آذربايجان با احترام می نگرد و باور هایی که
بخواهد با تکیه بر امت گرایی به مليت لطمه بزند بشدت مخالف است.
جبهه ملی آذربايجان معتقد است، برای مقابله با تخريبات شونيزم
فارس و وصول به آرمانهای ملی، باید ملت های تحت ستم در کنار هم با يک سياست و
در يک جبهه متحد عمل نمايند زيرا درد ما مشترک است و می توانيم خوب هم ديگر را
درک کنيم. اين ملت های تحت ستم در حقيقت در وهله نخست خودشان متفق همدیگر
هستند. يعنی تورک، ترکمن، عرب، کورد و بلوچ ! باآرزوی موفقيت !
جبهه ملی آذربايجان
۱۹⁄۰۲⁄۲۰۰۵
لندن
 |